توبه چیست؟

اولين منزل سلوك به خداوند ، منزل توبه است . 

توبه يعنی چه ؟ ماهيت توبه از نظر روانی برای انسان چه حالتی است و

از نظر معنوی برای انسان چه اثری دارد ؟ در نظر بسياری از ما توبه يك‏

امر بسيار ساده‏ای است ، هيچوقت باين فكر نيفتاده‏ايم كه توبه را از نظر
روانی تحليل بكنيم . اساسا توبه يكی ازمشخصات انسان نسبت به حيوانات‏
است ، يعنی انسان بسياری مميزات ومشخصات و كمالات و استعدادهای عالی‏
دارد كه هيچكدام از آنها در حيوانات وجود ندارد . يكی از اين استعدادهای‏
عالی در انسان ، همين مسئله توبه است . " توبه " بمعنی ومفهومی كه‏
انشاء الله برای شما شرح می‏دهم ، اين نست كه ما لفظ استغفر الله ربی و
اتوب اليه را به زبان جاری كنيم ، از مقوله لفظ نيست . توبه يك حالت‏
روانی و روحی و بلكه يك انقلاب روحی در انسان است كه لفظ استغفر الله‏
ربی و اتوب اليه بيان اين حالت است ، نه خود حالت ، نه خود توبه ، مثل بسياری از
چيزهای ديگر كه در آنها لفظ ، خودش ، آن حقيقت نيست بلكه مبين آن‏
حقيقت است . اينكه ما روزی چندين بار می‏گوئيم استغفرالله ربی و اتوب‏
اليه نبايد خيال بكنيم كه روزی چند بار توبه می‏كنيم . ما اگر روزی يك‏
بار توبه واقعی بكنيم ، مسلما مراحل و منازلی از قرب به پروردگار را
تحصيل می‏كنيم .

بخشی از سخنان استاد مطهری

ختم نهج البلاغه

سلام

توی وبلاگ شمیم ولایت طرح ختم نهج البلاغه هست  جهت ورود به وبلاگ شمیم ولایت بر روی لینک زیر کلیک کنید:

شمیم ولایت

اگه کسی هم تو خونه نهج البلاغه ندار ه میتونه از این جــــــــــــا دانلود کنه(pdf) که مال سایت میهن دانلود هستش فایل به صورت فشرده است که وقتی می خواهی از حالت فشرده خارجش کنه باید رمزشو وارد کنی

رمز: www.mihandownload.com   حجم:در حدود ۱۴ مگابایت

نگید حجمش زیاده هم شامل خطبه ها ،نامه ها و کلمات قصار هست علاوه بر متن عربی شامل ۳ تر جمه یک شرح نیز میباشد

اگه دنبال فایل جاوای نهج البلاغه یرای موبایلتون هستین پیشنهاد میکنم از این جـــــــــــــــا  دانلود کنید که از سایت قائمیه اصفهان هستش وحجمش خیلی کمه(۹۸۰kb)که اتفاقا تو اکثر گوشی ها هم کار میکنه.

این قسمت رو از وبلاگ شمیم ولایت میگزارم  شاید یه کم انگیزه پیدا کنین:

جرج جرداق مسیحی (استادادبیات عرب درلبنان )دریکی ازنوشته های خود اعتراف کرده که:(جاذبه های کلمات امام علی شوری درمن ایجادکرد که 200بارنهج البلاغه رامطالعه کردم)چرایک مسیحی200 بارنهج البلاغه را می خواند اما ما که خودراازشیعیان امام علی می شماریم وادعای محبت و ولایت اورا داریم حتی یک بار هم نهج البلاغه را مطالعه نکرده ایم؟ماکه درخانواده شیعه ازپدرومادری شیعه وازخاندان شیعه ودرکشورشیعیان قرارداریم چرابایدبانهج البلاغه بیگانه باشیم؟

روح عبادت

چنان چه در این عالم هر چیزی دارای روح وحیات است تمامی عبادات بشر نیز دارای روح عبادت میباشد

در روایات متعدد روح عبادت وجود نازنین  امام حسن و امام حسین (ع) معرفی گردیده است  بنابراین همانطور که سایر اجسام عالم اگر دارای روح حیات بخش نباشند یقینا دارای رشد وکمال نخواهند بود عبادات بشر نیز بدونمهرفت امام حین وحسین (ع) ارزشی نخواهد داشت به این چند روایت توجه کنید:

انس ابن مالک میگوید:گاهی پیامبر در حال سجده بود که حسن وحسین(ع) می امدند وبر دوش پیامبر سوار میشدند وپیامبر سجده را طولانی میکذد به او گفته شد ایپیامبر خدا سجده را طولانی نمودی؟

پیامبر فرمود:این دو فرزندم بر دوشم سوار بودند وکراهت داشتم که درپیاده کردن انها شتاب کنم

 

هدف از نوشتن این روایت که شاید بار ها ان را شنیده اید اینه که می خام بگم همگی سعی کنیم ان حضرت رو بهتر بشناسیم وبه قول دکتر شریعتی که میگه:

حسين(ع) بيشتر از آب ، تشنه لبيك بود


افسوس كه

 
به جاي افكارش، زخم هاي تنش را نشان دادند

و بزرگترين دردش را بي آبي دانستند .

بیاییم وافکار ان حضرت رو بشناسیم


نماز اول وقت ظهر عاشورا فراموش نشه

فواره خون

ان طفل که بوی اب بی تابش کرد

                                                   فواره ی خون گرم سیرابش کرد

ناگاه ز سمت کوفه تیری برخاست

                                                   لالائی گرم خواند و در خوابش کرد

شاعر:محمد عباسیه

شبهات وهابیت در باره عزاداری امام حسین(ع)

فرا رسیدن ماه محرم را تسلیت میگم

تو این پست میخام به یکی از شبهات وهابیت در باره ی عزاداری امام حسین(ع) بپردازم:

شبهه:ضرورت جعل از جانب شارع

میگن:هر شعاری که قرار است از جانب دین برپا شود باید از جانب شارع تشریع شده باشه وگرنه بدعت وظلالت وافترا به خداوند است!!!!!

پاسخ:

اولا:جعل وتشریع شارع بر دو نوع است:

1-جعل خاص

2-جعل عام

به جعل خاص تمسک کرده

ودر موارد جعل عام وکلی هر مصداقی که شارع مشخص کرده به ان عمل می کنیم ودر مواردی که شارع از ان اسمی نبرده ولی عرف متشرعه ان را پذیرفتهبه ان ها نیز عمل میکنیم

ثانیا:شارع اگر امر به فعل کلی کند مثل امر به نماز ودر به جا اوردن ان قیدی نیاورد انسان مخیر است که مصداق ان را به هر نحوی که مانع شرعی ندارد انجام دهد مثلا نمازی را در هر مکان وزمانی که محذور شرعی ندارد انجام دهد در مورد تعظیم شعائر دینی نیز این حکم صادق است

ya hosayn

متنش یه کم کلمات قلمبه سلمبه داره ولی متنشو از یه کتاب برداشتم ببخشین

عید غدیر

اشاره

در فرهنگ مسلمانان، بعضی روزها به دلیل برکت و خیری که در آنهاست، عید نامیده شده است. یکی ازاین روزهای والامقام، روز عید غدیر خم، یعنی هیجدهم ذیحجه است که از سوی رسول گرامی اسلام، برترین عید امت لقب گرفته است. حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز در حدیثی، غدیر خم را اتمام حجت خداوند با مسلمانان می داند تا در برگزیدن جانشین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به انحراف نیفتند.

معنای غدیر

غدیردرلغت به معنای آبگیر است؛ گودالی در بیابان که آب باران در آن گرد آید. در میان راه دو شهر بزرگ دنیای اسلام، مکه و مدینه، محلی است به نام «جُحفه» که در زمان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، کاروانیان حج گذار در آنجا از هم جدا می شدند و به طرف دیار خود می رفتند. در این محل، غدیر خم جای دارد. علت نام گذاری این غدیر به خم، آن است که آبگیر آنجا به شکل خُمِ رنگرزان بوده و برخی قبایل صحرایی، گاه جامه های رنگ کرده خود را در این آبگیر می شسته اند.

خلاصه واقعه غدیر خم

در سال دهم هجرت، رسول خدا صلی الله علیه و آله به حج رفت و احکام آن را به مردم آموزش داد. به هنگام بازگشت از مکه، در استراحتگاه جُحفه و در غدیر خم، به امر خدا مردمان را گرد آورد و در آن مجمع سترگ، امام علی علیه السلام را به جانشینی خود به آنان شناساند و فرمود: «هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست». البته جانشینی علی علیه السلام سال ها پیش در مکه و در جمع خاندان هاشم انجام گرفته بود، ولی در غدیر، به اطلاع عموم رسید.

غدیر؛ تداوم خط نبوت

واقعه غدیر خم که در آخرین سال زندگی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله رخ داد و در آن علی علیه السلام به جانشینی آن حضرت صلی الله علیه و آله برگزیده شد، حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست؛ یک تفکر است. غدیر، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوت خبر می دهد. غدیر، نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است. آری، غدیر خم یک سرزمین نیست؛ چشمه ای است که تا پایان هستی می جوشد؛ کوثری است که فنا برنمی دارد؛ و افقی است بی کرانه و خورشیدی است عالم تاب.

غدیر و سرنوشت اسلام

بدون شک واقعه غدیر خم، نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است. در این واقعه، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مهم ترین مأموریت دوران پیامبریِ خود را به انجام رساند؛ مأموریتی که انجام آن، به منزله رساندن پیام رسالت حضرت بود، و کوتاهی در مورد آن، به از بین رفتن زحمات چندین ساله ایشان می انجامید؛ چنان که خداوندمتعالی درآیه 67 سوره مائده می فرماید: «هان ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است، تبلیغ کن و اگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام نداده ای وخداوند تو را از مردم حفظ می فرماید».

حدیث غدیر خم یقینی است.

واقعه غدیر خم، یکی از مسلّم ترین مسائل تاریخ اسلام است و صدها دانشمند از آن یاد کرده اند؛ مانند ابوریحان بیرونی و خواجه نصیرالدین طوسی. فیلسوف معروف، فارابی نیز بر همین اساس، به تحلیل فلسفه «امامت» پرداخته است. ابن سینا نیز به موضوع نص (حدیث صریح غدیر)، در کتاب شفا اهمیت داده است، و آن را بهترین راه برای تعیین جانشین دانسته است. گذشته از علمای بزرگ شیعه که همه موثّق اند و حجت،ده ها و ده ها دانشمند و محدث و مورّخ و مفسر از اهل سنت نیز حدیث غدیر و واقعه آن را نقل کرده اند؛ مانند طبری و ابن اثیر و احمد حنبل.

اگر می شد...

اگر پس از درگذشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به سفارش های روز غدیر و موارد مکرر دیگری که پیامبر صلی الله علیه و آله ، علی علیه السلام را پیشوا معرفی فرموده بود عمل کرده بودند، اسلام جهان گیر می شد و دین خدا بشریت را به راه می آورد و عدالت و دادگری، آفاق تا آفاق گیتی را می گرفت. از اینجاست که همه هوشمندان تاریخ بشر که به گونه ای ازاین واقعه آگاهی یافته اند، از انحرافی که پس از رحلت پیامبر پیش آمد، اظهار تأسف کرده اند؛ از این جمله است ولتر، فیلسوف مشهور فرانسوی. وی تأسف خویش را چنین اظهار کرده است: «آخرین اراده محمد انجام نشد؛ او علی را به جای خود منصوب کرده بود...».

عید غدیر در احادیث

عید خلافت و ولایت

زیاد بن محمد گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و روز جمعه دارند؟ فرمود: «آری، روزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله ، امیرمؤمنان علی علیه السلام را (به خلافت و ولایت) منصوب کرد».

برترین عید امت

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «روز غدیر خم، برترین عیدهای امت من است، و آن روزی است که خداوند بزرگ دستورداد برادرم، علی بن ابی طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم به دست او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل، و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را دین آنان قرار داد».

عید آسمانی

حضرت امام رضا علیه السلام به نقل از جدّش امام صادق علیه السلام فرمود: «روز غدیر خم، درآسمان مشهورتر از زمین است».

عید پر برکت

امام صادق علیه السلام فرمود: «به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعی روز غدیر را می شناختند، فرشتگان روزی ده بار با آنان مصافحه می کردند. بخشش های خدا به کسی که آن روز را شناخته، قابل شمارش نیست».

روز سپاس و شادی

امام صادق علیه السلام فرمود: «عید غدیر، روز عبادت و نماز و سپاس و ستایش خداست، و روز سرور و شادی است؛ به دلیل ولایت ما خاندان که خدا بر شما منت گذاشت. من دوست دارم شما آن روز را روزه بگیرید».

روز نیکوکاری و بخشش

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «یک درهم دادن به برادران با ایمان و معرفت در روز عید غدیر، برابر هزار درهم (در روزهای دیگر) است؛ بنابراین، در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان».

روز ناله نومیدی شیطان

امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش حضرت باقرالعلوم علیه السلام نقل کرد که فرمود: «شیطان چهار بار ناله نومیدی سر داد؛ روزی که مورد لعن خدا قرار گرفت، روزی که از آسمان به زمین هبوط کرد، روزی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به پیامبری مبعوث شد، و روز عید غدیر خم».

ادامه نوشته

حقوق بشر

امروزه حقوق بشر علي رغم كاستيهاي نظري(1) و عملي متعدد، قبل از اين که در جهت دفاع از حقوق اساسي انسان ها باشد ؛ به عنوان دستاويزي براي بسط و گسترش منافع نامشروع قدرت هاي  سلطه طلب جهان درآمده و همواره  ابزاري بوده تا کشورهاي غربي به خصوص آمريکا  و اتحاديه اروپا بر عليه کشورهاي مخالف خود، به کار برند؛ از ديدگاه آنان کشورهايي که از نظر ايدئولوژي، اقتصادي، سياسي و...،  تابع ديکتاتوري مخوف غرب نيستند  و در جهت تأمين منافع منطقه اي و جهاني آنان گام بر نمي دارند، دشمن تلقي شده که بايد با هر وسيله اي، خصوصا موضوعاتي  نظير دفاع از حقوق بشر ، دموکراسي  ، مبارزه با تروريسم  و...، که در افکار عمومي جهان مشروع جلوه مي نمايد، از ميدان به در شوند. آنان  با تسلط و نفوذ بر سازمان هاي بين المللي و به کارگيري تبليغات گسترده، معيارهايي دوگانه در مورد حقوق بشر در کشورها به کار مي برد؛ از يكسوتحقيق تاريخي و علمي پيرامون كشتار يهوديان در جنگ جهاني دوم را غير قانوني مي دانند و با پژوهشگران خود بدترين اعمال قرون وسطايي را انجام داده و از سوي ديگر کشوري نظير اسرائيل را که به راحتي ابتدائي ترين حقوق انسان ها را نقض مي كند، و  وحشيانه ترين نسل كشي تاريخ را در فلسطين به راه انداخته مورد حمايت خويش قرار مي دهند.

 واقعيت اين است که مدعيان ليبرال دموکراسي آن گونه که در عمل نشان داده و مي دهند ،  نه تنها هيچ گونه ارزش و پاي بندي براي حقوق بشر در کشورهاي جهان، بلکه در داخل کشورهاي خويش نيزتا آنجا که منافع شان اقتضا کند، قائل نيستند. در ادامه به نمونه ديگري از نقض آشكار حقوق بشر از سوي اين كشورها مي پردازيم:
 

انتشار كاريكاتورهاي اهانت آميز

اين تصاوير در مرحله نخست در روزنامه دانمارکي«جيلاندس پستن» و سپس در دو نشريه نروژي و در روزنامه «فرانس سوار» در فرانسه منتشر گرديد. عليرغم اعتراض گسترده مسلمانان، روزنامه‌هاي ديگري در اروپا مانند روزنامه «لوموند» فرانسوي و برخي از کانالهاي تلويزيوني بر تکرار اين عمل شرم آور به صورت غير عادي به مدت چهار ماه متوالي اصرار ورزيدند. وحتي تاييد ضمني و يا صريح مسئولان دولتي کشورهاي اروپايي و آمريكايي را نيز درپي داشت؛ آنان وقيحانه اين اقدامات را مصداق وجود آزادي بيان در اروپا دانستند و اعلام نمودند كه دولت‌هاي مذکور نمي‌توانند دخالتي در ممانعت از اين امر داشته باشند.(2)

اين درحالي است كه اقدام مذكور كاملا با اصول متعدد اعلاميه جهاني حقوق بشر ، قوانين اساسي و کشورهاي اروپايي و آمريکايي و مقررات مصوب آن کشورها پيرامون حدود  و ضوابط  آزادي بيان منافات داشته و در تضاد است:

ادامه نوشته

بیانات در دیدار نخبگان و برگزیدگان كرمانشاه

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌

 اين جلسه، بسيار جلسه‌ى شيرين و مطلوب و به‌يادماندنى‌اى بود، با مطالبى متنوع، پرمغز و پرمضمون. از بياناتى كه كردند، من حقيقتاً بهره بردم و استفاده كردم. همچنين اين جلسه موجب ميشود كه يك معرفت بيشترى نسبت به كرمانشاه و برگزيدگان اين استان و استعداد نخبه‌پرورى اين استان، براى بنده و امثال بنده به وجود بيايد. يكى از آقايان فرمودند كه استان سينه‌ى ستبر ايران است - كه چه تعبير زيبا و پرمغزى است - ميخواهم عرض بكنم كه علاوه‌ى بر اين، چهره‌ى زيباى ايران هم هست؛ علم و هنر و ادب و تلاش انقلابى و ورزش و روحيه‌هاى پهلوانى و همه چيز بحمدالله با هم در اين استان جمع شده است.

 البته من از قبل از انقلاب با بعضى از چهره‌هاى نخبه و برجسته‌ى استان آشنا بودم؛ از جمله، مرحوم يدالله بهزاد كه دوست قديمى ما بود. ايشان مكرر مشهد مى‌آمدند. مرحوم بهزاد ضمن دارا بودن از طبع شعرِ خيلى خوب - بخصوص در قصيده و قطعه، كه ايشان انصافاً در كشور برجسته و ممتاز بود - همان روحيه و خلقيات پهلوانىِ كرمانشاه هم در ايشان بود. ايشان يك سفر مشهد آمده بود، و همان موقع من تحت تعقيب بودم؛ از مشهد خارج شده بودم، رفته بودم يك محل دوردستى. يك وقت ديدم آقاى بهزاد و بعضى از دوستان ديگرِ انجمن ادبى مشهد آمدند آنجا براى ديدن ما؛ با اينكه اين كار خطرناك بود. اين مرد اهل كارهاى مبارزاتى به آن شكل نبود، اما رفاقت و دوستى و صميميت، او را به اين وادى كشانده بود. اينها تحسين‌برانگيز است.

ادامه نوشته

ازدواج حضرت معصومه (سلام الله عليها)

در اين كه حضرت معصومه(س) ازدواج نكرده اتفاق نظر هست و در مورد علت عدم ازدواج ايشان نظريات مختلفي گفته شده است:
1. در تاريخ يعقوبي آمده است كه حضرت موسي بن جعفر(ع) وصيت كرده بود كه دخترانش شوهر نكنند و براي همين هيچ يك از دختران آن حضرت شوهر نكردند جز يكي از دخترانش به نام ام سلمه كه در مصر به همسري قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و به خاطر اين ازدواج مسايلي پيش آمده و قاسم قسم خورد كه منظور او از ازدواج با او اين بود كه به او محرم شود و او را حج ببرد.
(تاريخ يعقوبي، ابن واضح يعقوبي ، ترجمه محمد ابراهيم آيتي، ج 2، ص 421 ، س 14، مركز انتشارات علمي و فرهنگي وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالي، چاپ سوم، 1362)
لكن اين نظريه را نمي توان به اين آساني پذيرفت چون در اصول كافي آمده است كه حضرت امام موسي بن جعفر (ع) كار شوهر كردن و شوهر دادن دخترانش را به پسرش حضرت امام رضا واگذار كرد و فرمود : اگر علي خواست آنان را شوهر مي دهد و اگر نخواست شوهر نمي دهد.
و جز پسرم علي هيچ كس حق ندارد دخترانم را شوهر بدهد . نه برادران ديگرشان، نه عموهايشان و نه سلطان وقت هيچكدام حق ندارند در امر ازدواج دخترانم دخالت كنند.
(اصول كافي ، عربي، چاپ آخوندي ، ج اول ، ص 316، حديث 15، در ضمن «الاشاره و النص علي ابن الحسن الرضا(ع)
بر اساس اين روايت، نمي توان گفت كه امام موسي بن جعفر(ع) وصيت به عدم ازدواج كرده بلكه وصيت كرده كه امر ازدواج دخترانش به امام رضا (ع) مربوط است و ديگران حق دخالت ندارند.
2. از ديدگاه برخي ، خفقان شديد هاروني باعث شد كه دختران امام موسي بن جعفر(ع) نتوانند ازدواج كنند و در عصر هارون خفقان و استبداد و ستم به جايي رسيد كه كسي جرأت نداشت به خانه امام موسي بن جعفر رفت و آمد كند . اگر كسي نتواند به خانه امام رفت و آمد داشته باشد، به طور يقين نمي تواند خيال دامادي آن حضرت را در سر بپروراند.
(زندگاني كريمه اهلبيت ، مهدي پور، نشر حاذق، 1380 ، چاپ اول، ص 150)

 اگر بخواهيم اين مسأله را بيشتر توضيح بدهيم بايد بگوييم كه هارون مي خواست كاري كند كه نسل امام موسي بن جعفر كم گردد و يكي از راه هاي اين، جلوگيري از ازدواج زنان و دختران اين خاندان است و بطور طبيعي اگر دختران و زنان شوهر نكنند، نسل آل علي(ع) كم مي گردد و كمي اين نسل براي دستگاه خلافت بسيار مطلوب بود و علت كشتار آن همه سادات هم مي تواند همين باشد كه اين نسل بر افتد.
3. درباره کفويت گفتني است؛ كفو و هم شأن بودن به معناي هم درجه و همسان بودن در مقامات معنوي نيست؛ بلكه كفو اين است كه زن و شوهر در كمالات معنوي و صفات دروني ضد هم نباشند. به عنوان مثال، هر دو مسلمان باشند، هر دو معتقد به امامت امامان معصوم باشند و هر دو انقلابي و شجاع باشند. اگر يكي مسلمان و ديگري كافر باشد، كفو نيستند. اگر يكي به حقانيت راه امام حسين(ع) معتقد باشد و يكي نباشد، در اين صورت كفو نيستند. اگر زني دشمن امام علي(ع) باشد و مردي عاشق آن حضرت باشد در اين صورت كفو نيستند و اگر به اين صورت با هم متضاد باشند نمي توانند با هم ازدواج كنند و اگر ازدواج كنند با هم نمي سازند. پيامبر با زنان متعددي ازدواج كرد و هيچ كدام از آنها در درجات معنوي به پاي آن حضرت نمي رسيد. حضرت زينب(س) و عبدالله بن جعفر طيار با هم كفو بودند چون هر دو مسلمان، مؤمن، عاشق پيامبر، عاشق امام علي(ع) و عاشق امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) بودند و هيچ گونه تضادي بينشان نبود و اگر او با زينب كبري كفو نبود اجازه رفتن به كربلا نمي داد و اجازه نمي داد دو پسرش در كربلا به شهادت برسند و علت ازدواج نكردن دختران حضرت امام موسي بن جعفر و به خصوص حضرت فاطمه معصومه اين بود كه جوانان و مردان آن زمان از ترس حكومت هارون نمي توانستند با امام موسي بن جعفر عليه السلام خويشاوند بشوند و از اين جهت حضرت معصومه كفو نداشت چون خانواده امام موسي بن جعفر(ع) ضد حكومت عباسي بودند و حكومت عباسي هم دشمنان خود را نابود مي كردند. به اين جهت از ترس حكومت هارون كسي نمي توانست به آنان ئزديك بشود.
براي آگاهي بيشتر درباره فاطمه معصومه(س) مي توانيد به كتاب زندگاني كريمه اهل بيت، علي اكبر مهدي پور مراجعه كنيد.


شهادت حضرت امام صادق(ع)تسلیت باد

شهادت رئیس مذهب جعفری حضرت امام صادق(ع)بر همه شیعیان تسلیت باد

 

زندگی در برزخ

سلام به همه دوستان گلم تو این پست می خوام در با ره موضوع جذاب برزخ براتون مطلب بگزارم که قسمتی از سخنان حجت الاسلام والمسلمین عالی در برنامه سمت خدای سبکه سه است امید وارم براتون مفید باشه: 

 سوال – ارواح در برزخ چگونه زندگی می کنند ؟
پاسخ – در زندگی آخرت بعد از مرگ ، هر کسی میهمان اخلاق ، اعمال ، ملکات و عقاید خودش است . این جور امور به لذت هایش تبدیل می شوند اگر به لذت تبدیل بشود و به عذاب تبدیل نشود . در عین اینکه نظام آخرت نظام اجتماعی است و در تامین نیاز به دیگران وابستگی ندارد ، اما در عین حال می توانند با هم جمع بشوند و همدیگر را ببینند . یکی از لذت های خوب در بهشت ، ملاقات هایی است که مومنین با هم دارند . روایتی در کتاب کافی از امام صادق (ع) داریم که ارواح که به شکل جسم هستند یعنی صورت های مثالی دارند ، در بوستانها و باغ های بهشت هستند ، همدیگر را می شناسند و با هم سوال و پرسش دارند ، وقتی یک نفر از دنیا می رود و به عالم روح می پیوندد ، برزخیان می گویند که او را رها کنید زیرا خسته است. او از وحشت بزرگی خلاص شده است و بعد از مدتی ، از احوالات قوم و خویش خودشان در دنیا از او سوال می کنند . اگر بگوید که وقتی من در دنیا بودم او زنده بود ، بهشتیان امید دارند که او در بهشت به آنها می پیوندد . اگر بگوید که او قبل از من مُرد ، بهشتیان می گویند ، ای وای حتما او به برزخ سقوط کرده است . چون اگر بهشتی بود پیش ما می آمد . این نشان می دهد که بهشتیان در برزخ با هم ملاقات دارند .

ادامه نوشته

عید فطر مبارک

عید سعید فطر بر تمام مسلمین مبارک

gddsafd

سخنی از استاد بزرگ اخلاق و عرفان حضرت آیت الله امجد (حفظه الله):

 بهترین اعمال و دعا در شب های قدر استغفار است، توبه گناهان را از بین می برد، پس از خدا طلب استغفار کنید چرا که غیر از خدا چه کسی است که گناهان را می بخشد. - شب قدر، شب احیاست. باید دلهایمان زنده شود. بهترین کار فکر است. - شب تا صبح، شب قدر را احیا کرده است می رود منزل می بیند همه خواب اند، می گوید: "به به این ها خوابیدند و من رفتم احیاء". آنها از خواب بیدار می شوند می گویند:"وای! همه رفتند احیاء و من خوابیدم". آنها به خدا رسیدند و تو از خدا دور شدی؟!. نکته خیلی باریک است. - لیله‌القدر حقیقی حضرت زهرا (س) است و افسوس که ما اسمی از او می‌شناسیم. - علامه طباطبایی فرمود: شبهای قدر به یاد حضرت زهرا باشید چون لیلة القدر حضرت زهراست اگر معرفت داشته باشیم. تمام ملک و ملکوت زهراست. تمام ملک و ملکوت پیش زهراست. - نکند شبهای قدر با هم بنشینیم و حرف بزنیم؟!. (بلکه باید) لال بشویم لال. یک گوشه ای بشینیم توی مردم و لال بشویم. از خدا نفس بگیریم؛ بیداری بگیریم. - شبهای قدر لال شویم. این حرف زدنها را کنار بگذاریم. توی مردم باشیم ولی با مردم کاری نداشته باشیم. مجالس خصوصی تشکیل ندهیم که از خدا بیشتر دور می شویم. "دو سه نفری حال کنیم"؟!. حال چیست؟ بیشتر از خدا دور می شویم. تنهایی هم نباشیم. این علامه است که تنها ملکوت را تماشا می کند. ماها نخیر. توی مردم باشیم و بدانیم که این مردم پیش خدا ارزش دارند.

هولوكاست چيست؟

تعريف هولوكاست

هولوكاست (Holocaust)، به معناى «سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود» و واژه اى است يونانى كه از دو واژه Holos به معنى همه و 1Kaustus به معنى سوزاندن و نابود كردن تركيب شده است و در لغت، به معناى «همه سوزى» است.2 برخى از زبان شناسان، اين واژه را برگرفته از جنايت يهوديان در يمن باستان مى دانند3 كه به تدريج و در گذر ايام، مفهوم عام ترى يافته، به سوزاندن زنده زنده انسان ها اطلاق شده است و در اصطلاح، به نظريه اى اطلاق مى شود كه ادعا دارد شش ميليون يهودى در طول جنگ جهانى دوم، بر اثر اعمالى از قبيل اعدام در اتاق هاى گاز و سوزانده شدن در كوره هاى آدم سوزى اردوگاه هاى كار اجبارى نازى ها، كشته شده اند.4
بر اساس قانونى كه پيش نويس آن در اوايل دهه 80 قرن نوزدهم، توسط تعدادى از اعضاى آژانس بين المللى صهيونيسم، تحت سرپرستى «رنه ساموئل سپرات»، خاخام معروف فرانسه تهيه و در ژوئيه سال 1990م. در فرانسه به تصويب رسيد، هرگونه ترديد درباره «هولوكاست»، اعم از ترديد درباره كشتار - مورد ادعاى - يهوديان در جنگ جهانى دوم، وجود اتاق هاى گاز و حتى كمترين ترديد در رقم 6 ميليونى يهوديان كشته شده، جرم تلقى مى شود و هركس در فرانسه از اين قانون تخلف كرده، در سه موضوع ياد شده ترديد كند، به يك ماه تا يك سال زندان و پرداخت 2 هزار تا 300 هزار فرانك جريمه محكوم مى شود. بعدها با فشار آمريكا، انگليس، فرانسه و آژانس صهيونيستى، اين قانون در اكثر كشورهاى اروپايى نيز به تصويب رسيد؛ به طورى كه امروزه هرگونه ترديد درباره هولوكاستِ مورد ادعا و ابعاد و اجزاى آن، در اروپا جرم تلقى مى شود!5 جرج بوش، قانون مبارزه با «آنتى سيميتيزم» را براى به اصطلاح كنترل اين پديده در جهان امضا كرد. هدف از قانون يهودستيزى دولت بوش، اين است كه تمام انتقادها عليه رژيم اسرائيل را به سكوت كشانده و ددمنشى ها و دروغ هاى اين رژيم را از بين ببرد.6
سرانجام با تلاش رژيم صهيونيستى، اين افسانه، جنبه اى جهانى به خود گرفت و مجمع عمومى سازمان ملل، با تصويب قطع نامه اى، روز 27 ژانويه 7 را به عنوان روز يادبود هولوكاست، نام گذارى كرد.8

ادامه نوشته

علامه جعفری

از علامه جعفری می‌پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی؟! ایشان در جواب خاطره‌ای از دوران طلبگی تعریف و اظهار می‌کنند که هرچه دارند از کراماتی است که به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده
«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم، در جشن‌ها و ایام سرور، مجالس جشن بگیریم و ایام سوگواری را هم، سوگواری می‌گرفتیم.
شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) اول شب نماز مغرب و عشا می‌خواندیم و شربتی می‌خوردیم. آن گاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می‌دادیم.
آقایی بود به نام آقا شیخ حیدرعلی اصفهانی که نجف‌آبادی بود. معدن ذوق بود. او که می‌آمد من به الکفایه قطعاً به وجود می‌آمد جلسه دست او قرار می‌گرفت.

آن ایام مصادف شده بود با...

ایام قلب‌الاسد (۱۰ تا ۲۱ مرداد) که ما خرماپزان می‌گوییم و نجف با ۲۵ یا ۳۵ درجه خیلی گرم می‌شد. آن سال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه‌هایی به وجود آمده بود که عرب‌های بومی را اذیت می‌کرد. ما ایرانی‌ها هم که، اصلاً خواب و استراحت نداشتیم.آن سال آنقدر گرما زیاد بود که اصلاً قابل تحمل نبود نکته سوم این‌که حجره من رو به شرق بود. تقریباً هم مخروبه بود.من فروردین را آنجا به طور طبیعی مطالعه می‌کردم و می‌خوابیدم. اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود، ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود.
گرما واقعاً کشنده بود. وقتی می‌خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که با دست نان را از داخل تنور برمی‌دارم، در اقل وقت و سریع!
با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع، در بغداد و بصره و نجف، گرما تلفات هم گرفته بود. ما بعد از شب نشستیم، شربت هم درست شد، آقا شیخ حیدرعلی اصفهانی که کتابی هم نوشته بود به نام «شناسنامه خر» آمد.
مدیر مدرسه‌مان، مرحوم آقا سیداسماعیل اصفهانی هم آنجا بود. به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمی‌گذره، حرفی داری بگو، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد.
عکس یک دختر بود که زیرش نوشته بود «اجمل بنات عصرها» (زیباترین دختر روزگار)، گفت: آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می‌کنم.
اگر شما را مخیر کنند بین این‌که با این دختر به طور مشروع و قانونی ازدواج کنید (از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد) و هزار سال هم زندگی کنید، با کمال خوشرویی و بدون غصه، یا این‌که جمال علی(ع) را مستحباً زیارت و ملاقات کنید، کدام را انتخاب می‌کنید.

سوال خیلی حساب شده بود. طرف دختر حلال بود و زیارت علی(ع) هم مستحبی. گفت: آقایان واقعیت را بگویید. جانماز آب نکشید، عجله نکنید، درست جواب دهید.
اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی، گفت: سیدمحمد! ما یک چیزی بگوییم نری به مادرت بگویی‌ها؟ معلوم شد نظر آقا چیست. شاگرد اول ما نمره‌اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) این‌طور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوییم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می‌افتاد.
نفر سوم گفت: آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی(ع) معروف است که فرموده‌اند: «یا حارث حمدانی من یمت یرنی» (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می‌کند)‌
پس ما ان‌شاءالله در موقعش جمال علی(ع) را ملاقات می‌کنیم! باز هم همه زدند زیرخنده، خوب اهل ذوق بودند. واقعاً سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت: آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد درصد؟ آقا شیخ حیدر گفت: بلی.
گفت: والله چه عرض کنم. (باز هم خنده حضار)‌
نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی‌توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم: من یک لحظه دیدار علی(ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی‌دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب‌الاسد وارد حجره‌ام شدم، حالت غیرعادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یک‌بار به حالتی دست یافتم. یکدفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه‌ای که شیعه و سنی درباره امام علی(ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم: این آقا کیست؟
گفت: این آقا خود علی(ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی‌دانم شاید مرحوم شمس‌آبادی بود خطاب به من گفت: آقا شیخ محمدتقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی‌خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می‌خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند.
خدا رحمت کند آقا سیداسماعیل (مدیر) را خطاب به آقا شیخ حیدر، گفت: آقا دیگر از این شوخی‌ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است.


مبارزه با فتنه(به نقل از وبلاگ خودت را بشناس)

برادرمن، خواهرم، ببین چه کاری می تونی برای جنبش سبز انجام بدی. دست بکار شو. لااقل می تونی اسکناس نویسی کنی. مبادا بیکار بشینی. نگذار خون جوانهای این مملکت هدر بره. ما موظفیم هدف آنها را عملی کنیم. نباید از فکر زندانیای شکنجه شده غافل بشی. باید کاری زینبی کنی والا یزیدی هستی. نکنه نداها و سهرابها را فراموش کردی. نکنه سرنوشت این کشور برات مهم نیست. تمام بچه هایی که در خیابان میبینی از من و تو انتظار دارن ایرانو براشون آزاد کنیم. آنها فقط به نان احتیاج ندارن. جامعه مدنی می خوان کرامت انسانی می خوان. چی براشون آماده کردیم؟ چی خوبه در کتابهای تاریخ بنویسن؟
اتحاد - مبارزه – پیروزی
مرگ بر امام کفر و نفاق خامنه ای چلاق
الآن معلوم شد که رهبر بی بصیرت هم هست

 جواب شما آقای سیروس در ادامه مطلب 

ادامه نوشته

دانلود مستند شیطان پرستی در ایران!!

شیطان پرستی فرقه جدیدی که متاسفانه در ایران هم جایی پیدا کرده است
که یکی از مهم ترین دلایل آن سهل انگاری مسئولین میاباشد همینطور که در این مستند به آن اشاره شده است

دانلود مستند سیطان پرستی در ایران
http://www.askdin.com/attachment.php...1&d=1297262426
http://www.askdin.com/attachment.php...1&d=1297262426
http://www.askdin.com/attachment.php...1&d=1297262426
http://www.askdin.com/attachment.php...1&d=1297262917
http://www.askdin.com/attachment.php...1&d=1297262917
همه فایلها را دانلود کرده بعد بریزید تو یه فولدور واز حالت زیپ خارج کنید
حالا برای اینکه صفحه خالی از عریضه نباشه یه حکایت خوندنی

مسابقه شیطان و پیرزن
ی روز ی پیرزنی به شیطون میگه بیا با هم مسابقه بدیم تا ببینم مردم راس میگن که تو خیلی ماهری یا من از تو زرنگترم
شیطون قبول میکنه پیرزنم بهش میگه پس قرارمون شد فردا شب همدیگرو میبینیم تو بگو تو طول روز چیکار کردی منم میگم چیکار کردم
خلاصه فردا میشه و پیرزن میره سراغ ی مردی که صبح میرفته سرکار زنش هم خونه داری میکردی میره به مرده میگه تو خبر داری وقتی نیستی زنت چیکار میکنه؟مرده میگه:خب غذا درس میکنه به امورات خونه رسیدگی میکنه پیرزنه میگه:نخیرم ای زن شما با پسرعموت رابطه داره نشون به اون نشونی که دیروز من تو کوچه دیدم که پسرعموت رفت خونه شما و طول کسید تا بیاد و نیششم باز بود
مرده عصبانی رفت به خونه و با چاقویی که زنش داشت باهاش پیاز درس میکرد زنشو کشت و بعد رفت سراغ پسرعموشو اونم کشت. طایفه زن وقتی فهمیدن ریختن مرده رو کشتن طایفه مرد هم خواستن انتقام بگیرن و اونا رو کشتن و خلاصه ی قتل عام خونوادگی و ..
پیرزن هم خوشحال از کاری که تو روز کرده بود شب اومد پیش شیطون براش تعریف کرد و ازش پرسید خب تو چیکار کردی شیطون؟
شیطان جواب داد:من امروز توی پارک سعی کردم ی دختر و پسر رو به هم نزدیک کنم تا با هم دوست بشن
پیرزن گفت:همین؟؟؟؟پس بیخود میگن تو شیطانی و چنینی و چنانی
شیطان گفت:من اینکارو کردم تا ی روزی ی حرامزاده ای مثل تو متولد بشه تا همه کارای منو انجام بده..


نقد شیطان پرستی در ایران هم به عهده دوستان
حجم ۴تای اولی۴.۷۷مگابایت پنجمی۸۸۰کیلوبایت

فلسفه غیبت

در عصر سيد مرتضى (355 - 436 ه‍ ق .) كه يكى از برجسته ترين شاگردان شيخ مفيد بود. تعارض انديشه هاى كلامى شيعه و معتزله ، نمود بيشترى يافت . بخصوص سيد مرتضى در عقل گرايى ، تمحض بيشترى داشت . او، حتى آراى شيخ مفيد را در امامت و مباحث عقيدتى ديگر، به نقد كشيد. قطب الدين راوندى ، به نقل سيد بن طاووس ، اثرى را در رابطه با موارد اختلاف آراى شيخ مفيد و سيد مرتضى تدوين كرده كه به 95 مساله مى رسد . به ادعاى راوندى موارد اختلاف بيش از اين مقدار بوده است .
سيد مرتضى ، با قاضى عبدالجبار همدانى معتزلى (م : 415 ه‍ ق .) معاصر بود و مدتى نزد وى تلمذ كرده بود و با انديشه هاى او آشنائى كامل داشت و عبدالجبار، در آن زمان قاضى القضات ركن الدوله ديلمى بود و كتاب المغنى فى ابواب التوحيد و العدل را نوشت .
عبدالجبار، كوشيد انديشه پيشوايان خود: جاحظ و جبائى را در مساله امامت ، به كرسى نشاند و پيش از او، ابوالحسن خياط با نوشتن الانتصار به دفاع از جاحظ برخاسته بود و آراى جاحظ را كه پيش از آن در دو كتاب العثمانيه و فضيلة المعتزلة نشر يافته بود، به وسيله ابن راوندى كه از معتزله كناره گيرى كرده بود و افكار شيعى داشت ، در كتاب : فضيحة المعتزلة ، به نقد كشيده بوده .
قاضى عبدالجبار، كتاب مغنى را در بيست جلد در مسجد رامهرمز املا كرد و آخرين جلد آن ، به امامت اختصاص يافت .
او، در بيشتر موارد، منقولات خود را به شيوخ خود، يعنى پيشوايان معتزله نسبت مى دهد و از ميان آنان ، جاحظ و ابوعبدالله جعل و ابوعلى جبائى و ابوهاشم جبائى و ابوالقاسم بلخى ، بيشتر به چشم مى خورند و در نقد فرقه هاى شيعى از گفته ابومحمد حسن بن موسى نوبختى بهره مى گيرد.
با رواج انديشه هاى قاضى عبدالجبار، متفكران فرقه هاى گوناگونى ، به نقد آن برخاستند.
از زيديه ، محمد بن احمد بن على بن الوليد، كتاب : الجواب الحاسم المغنى لتشبه المغنى را در رد آراى عبدالجبار نوشت از شيعه ، سيد مرتضى علم الهدى ، كتاب : الشافى فى الامامة را در نقد قاضى به رشته تحرير درآورد.
سيد مرتضى ، در جاهايى از كتاب خود، به كتاب الامامة ، ابن راوندى استشهاد مى كند و از او در برابر معتزله دفاع مى نمايد. برخورد محكم و منطقى سيد مرتضى ، سبب شد پيشوايان معتزله ، در انديشه دفاع از عبدالجبار باشند ابوالحسن بصرى ، شاگرى قاضى نقض الشافى الامامة و ابى يعلى سالار بن عبدالعزيز ديلمى ، به دفاع از سيد مرتضى نقض نقض الشافى را نوشت .
ما چون در تشريح افكار شيخ الطائفه طوسى ، شاگرد برجسته سيد مرتضى ، از تلخيص الشافى كه شكل ويراسته شده همان الشافى است ، به تفصيل سخن خواهيم گفت ، تبيين بخش هايى از نظريات ايشان و مناقشاتى كه با معتزليان دارد و در اين كتاب آمده است ، به همان جا وا مى نهيم و در اين جا، از نوشته ديگر او، در باب غيبت و فلسفه آن : المقنع فى الغيبة ، بهره مى گيريم .
اين كتاب ، كه بخش هايى از آن در رسالة فى غيبة الحجة ، شريف مرتضى نيز تكرار شده ، پس از الشافى الامامة و نيز تنزيه الانبيا و الائمه ، آمده ، آخرين نظريات سيد مرتضى در آن منعكس شده است .
شريف مرتضى ، فلسفه غيبت را در المقنع ، بر دو اصل : ضرورت امامت در همه روزگارها و ضرورت عصمت امام ، مبتنى مي كند. دو اصل اساسى كه بدون درك صحيح آن دو، نمى توان به راز غيبت پى برد و يا از آن بحثى به ميان آورد. به همين دليل ، ابتدا، دلايلى براى اثبات اين دو اصل مى آورد، بعد غيبت را بر روى آن استوار مى كند با استدلال ، امامت امت اسلامى را در امام غايب منحصر مى كند. او، در طليعه بحث ، غيبت را از گونه آيات متشابه مى داند كه راز آن را بايد در حكمت الهى جست ، حكمتى كه ما فقط مى توانيم به آن علم اجمالى پيدا كنيم و علم تفصيلى آن نه ممكن است و نه ضرورت دارد.
سيد مرتضى ، پس از بحث هاى بسيار دقيق در بيان علت غيبت ، به نظريه خود اشاره مى كند كه همان نظر شيخ مفيد است . او مى نويسد:
سبب غيبت ، مى تواند بيمى باشد كه بر جان امام مى رود و همين طور ممانعت او از تصرف در امور جامعه به اين ترتيب ، نوك پيكان نقد را متوجه نظام هاى جور حاكم بر سرنوشت مسلمانان مى كند. در توضيح بيان خود مى نويسد:
وقتى از وجود امام نفع برده مى شود كه امام از تمكن و اقتدار برخوردار باشد و دستورهاى وى اعمال گردد، تا بتواند سپاهيان را تجهيز كند و با اهل بغى بجنگد و اقامه حدود كند و مرزها را پاس دارد و در حق ستم ديدگان انصاف پيشه كند و هيچ يك از اين امور، جز با تمكن ، ممكن نيست . بنابراين ، وقتى بين او و هدف هايش ، چيزى حايل شد، ضرورت قيام از ايشان سلب مى شود و هرگاه بر جان خود بيمناك باشد، غيبت براى او واجب مى گردد. چون پرهيز از امورى كه به انسان زيان مى رسانند، عقلا و نقلا واجب است و پيامبر نيز در شعب و غار، خود را از انظار پنهان داشت . و اين امر، دليلى جز ترس و دورى از ضررها نداشته است. سيد مرتضى ، پرسش هاى زيادى را پيش مى كشد و به آنها پاسخ مى دهد. فرق ميان غيبت نبى و امام ، مدت دورى از انظار، دلايل پنهان نشدن ائمه پيشين شيعه ، فرق غيبت و نبود امام ، امكان ظهور بى زيان امام و چگونگى اقامه حدود در زمان غيبت از جمله پرسش هايى است كه در اين كتاب به آنها پاسخ داده شده است . به نظر او، در طول غيبت ، نياز به امام برطرف نمى شود، چون نياز به امام معصوم ، نياز ثابتى است و دسترسى به دلايل شرعى و عقلى در رسيده به حق ، برطرف كننده اين نياز نيست.
سيد مرتضى ، دليل كسانى را كه ظاهر نشدن امام را براى اوليا، ناشى از بيم نشر خبر مى دانند، كافى نمى داند، چون از نظر ايشان ، عقلاى شيعه ، آثار زيانبار نشر خبر ظهور را به خوبى مى دانند؛ بنابراين ممكن نيست كه چنين خبر مهمى را نشر دهند. بخصوص آنان مى توانند اين نكته را بفهمند كه نشر خبر ظهور، سبب مى شود كه خود نيز نتوانند از وجود مبارك امام بهره ببرند. برخى از صاحبنظران شيعى ، اصولا، ظاهر شدن امام را براى برخى از اوليا، مفيد فايده نمى دانند آنان منشاء غيبت را دشمنان دين تلقى مى كنند، ولى سيد اين نظريه را نيز رد مى كند و مى نويسد :
چگونه مى توان منكر فايده ظهور امام بر اوليا شد؟ چون در اين صورت ، ظهور هيچ يك از امامان شيعه نمى توانست مفيد فايده اى باشد .
او، ضمن اين كه ظهور امام را براى برخى از اوليا، نفى نمى كند، در رابطه با بقيه اوليا، علت غيبت را تكلفى مى داند كه بايد براى دفع آن كوشيد، تا در پروسه اين تلاش ، ظهور ميسر شود و فرد به كمالات خود دست يابد و دست از قصور و تقصير بردارد.
سيد مرتضى ، در اين رساله برخوردارى اوليا را از وجود امام در عصر غيبت ، يادآور شده است . او، به اين سؤال نيز پاسخ داده است كه آيا غيبت مى تواند مانع فعاليت امام باشد؟ مى نويسد:
اولياى امام ، هر چند شخص او را نمى شناسد، ولى در سايه باور وجود او، از انجام امور ناپسند پرهيز مى كنند. چون او را ميان خود احساس مى كنند كه از كوشش شيعيان باخبر است و آلودگى شيعيان او را افسرده مى كند.
شريف مرتضى امكان وجود جانشينان امام كه در حال غيبت خود آنان را معين كرده باشد و از اين راه از اوضاع مردمان باخبر گردد، نفى نمى كند و از اين حيث فرقى ميان غيبت و ظهور امام نمى بيند.

انتظار

آنچه در نگاه نخست به مسأله انتظار، خودنمایی می‏كند، این است كه در واقع این انتظار مركّب از دو عنصر است: عنصر «نفی» و عنصر «اثبات». عنصر نفی، همان بیگانگی با وضع ناشایست موجود و عنصر اثبات، خواهان وضع بهتر بودن است. اگر این دو جنبه در روح انسان به صورت ریشه‏دار حلول كند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنه‏دار خواهد شد. این دو رشته اعمال، عبارت‏اند از: ترك هرگونه همكاری و هماهنگی با عواملی كه وضع ناشایست را به وجود آورده‏اند از یك سو، و خودسازی و خودیاری و جلب آمادگی‏های جسمانی روحی مادی و معنوی برای شكل‏گرفتن وضع مطلوب، از سوی دیگر.

شهید مرتضی مطهری، پس از اشاره به اندیشه پیروزی نهایی نیروی حق بر باطل و ریشه‏دار بودن آن بین همه مردم جهان و اعتقاد مسلمانان به مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان مجری این حاكمیت، چنین می‏نویسد: «امید و آرزوی تحقّق این نوید كلّی جهانی - انسانی، در زبان روایات اسلامی «انتظار فَرَج» خوانده شده است و «عبادت» و بلكه «افضلِ عبادات» شمرده شده است».(4) اصل «انتظار فرج (یعنی توقّع گشایش داشتن)» از یك اصل كلّی اسلامی و قرآنی دیگر استنتاج می‏شود و آن، اصل «حرام بودن نومیدی از رحمت خداوند» است.

مردم مؤمن به عنایت الهی، هرگز و در هیچ شرایطی امید خویش را از دست نمی‏دهند و تسلیم ناامیدی و بیهوده‏گرایی نمی‏گردند. چیزی كه هست، در این مورد خاص، این «انتظار فرج» و این «عدم یأس از رحمت خدا» در مورد یك عنایت عمومی خداوند به بشر است و نه به یك شخص یا گروه، و به‏علاوه توأم است با نویدهای خاص و مشخص كه به آن، قطعیت داده است.

انتظارِ موعود نه‏ فقط نویدبخش آینده‏ای زیبا و باشكوه است، كه خود ـ اگر به‌طور صحیح مورد توجه و عمل قرار گیرد ـ زندگی زیبا و باشكوهی را رقم خواهد زد. در احادیث فراوانی ذكر شده كه خود انتظار فرج (گشایش الهی)، از بزرگ‏ترینْ فرج‏هاست.(7) امروزه از نظر دانش روز به اثبات رسیده كه امید به آینده خوش و انتظار زندگی بهتر، سهم بسزایی در ایجاد خوشی در زندگی كنونی فرد دارد. پس به راحتی می‏توان گفت: انتظار گشایش (فرج خداوند) داشتن، خود بخشی از گشایش الهی است و در مقابل، كسانی كه دچار یأس و سرخوردگی و ناامیدی هستند، نه‏تنها در آینده خود جز تاریكی چیزی نمی‏بینند، بلكه «اكنون» خود را نیز آكنده از سیاهی و تاریكی می‏كنند.

 در جواب این سؤال كه انتظار راستین چگونه حاصل می‏آید، به ادامه مطلب برید..

ادامه نوشته

خدایا

خدايا!

در ضمير ما نمي گنجد به غير دوست كس

                                     هردو عالم رابه دشمن ده، كه ما را دوست بس

دراين آشفته بازار پر هياهو، دراين مخروبه هاي بجاي مانده از طوفان غفلت ها، و در اين امواج پوچ و توخالي، اگر زميني هست و بركتي، باراني هست و زندگي سبزي، فقط به بركت نام تو و وجود اولياي توست.

معبودا!

خوشا آناني كه به جز نام تو برزبان نرانند و نجوايي به جز ذكر تو ندارند، وبر ساحل نگاهشان، چيزي جز نام تو ننگارند.

خدايا!

خوشا آنان كه سخنانشان ذكر توست، گام هايشان به نام تو، و زندگيشان به ياد توست.

خداوندا!

اگر ما سر به نافرماني نهاده ايم، اگر درونمان را به زشتي آلوده ايم و برونمان را آراسته ايم، چراغ مهرت رابه دلمان روشن گردان و ما را به ساحل آرامش برسان.